نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳ صائب

صائب / غزلیات ترکی

عمر گیچدی، سفر اسبابینی آماده قیلین

هرنه سیزدن کسه تیغ اجل اوندان کسیلین

قلزم عشقدن ای آیری دوشن شبنملر

دوشمه میشکن یولا سیلاب بهاری یغیلین

تا سیزی دور زمان ایلمیوپدور پامال

گون ساری شبنم گل تک بوچمندن چکیلین

اولمایان چرخ آرا پرواز رواندن غافل

بوکول ایلن قرالان گوزگولری صاف قیلین

گوگ فضاسی نه مقام پرو بال آچماقدور

دانه نارکیمی بیر بیرینزه قیسیلین

گر اومارسیز که جوانبخت اولاسیز آخر عمر

قوجالار قدرینی زنهار ایگیدلیکده بیلین

آرتورور گرد معاصینی قورو استغفار

بو زمین گیر توزینی اشک ندامتله سیلین

یاش قیلور خم قوجالار قامتینی طاعت سیز

اگمه میشکن سیزی بو چرخ مقوس اگیلین

دوتا گر غنچه کیمی چوره نزی نشتر خار

ویرمیین گل کیمی الدن قدح می ایچیلین

کیم که ساغر کیمی آغزین آچا سیز میناتک

گوله گوله کرم ایلن اونی معمور قیلین

باده نین جوشی اونون سوز کلامیندن دور

صائبین قدرینی ای اهل خرابات، بیلین؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر "عمر گیچدی" به موضوع گذر زمان و ارزش زندگی می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که نمی‌توان از مرگ فرار کرد و زمان همیشه در حال تغییر است. او از احساساتی چون عشق و جدایی صحبت می‌کند و بر اهمیت قدر دانستن لحظات زندگی تأکید دارد. همچنین بر این نکته تأکید می‌شود که افراد جوان باید به ارزش‌های اخلاقی و معنوی توجه کنند و از اشتباهات گذشته پشیمان شوند. در نهایت، شاعر به لزوم آگاهی از حال و آینده و بهره‌مندی از زندگی می‌پردازد و به اهمیت آشتی با خدا و توبه اشاره می‌کند.