نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵ صائب

صائب / غزلیات ترکی / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مهِ شبگرد اگر گؤرسون اونین خورشید رخسارین

کمند ایلر اونی صید ایتمک ایچون هاله زنارین

شکرخند ایلیینده نیلسون عشاق ایلن یارب؟

که آجی سوزلر ایلن جان ویرور لعل شکربارین

نیجه محو اولماسون آدم، اونین سیراننی گورجک؟

که جیران اونودوپدور وحشتین گوردوکجه رفتارین

نه لایقدور که عشق اهلی قیله قان ایچدیگین (سن) سیز

نیچون بلبل یا شورماز ایل گوزیندن قانلو منقارین؟

سپهر سنگدل ایچره، من اول فرهاد تردستم

که آب تیشه دن کان زمرد قیلدی کهسارین

مگر اول آفتاب ایلن شفق گون می ایچر صائب؟

که سرخوش تک چکریرئوزره هرگون صبح دستارین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت مه شبگرد و عشق می‌پردازد. شاعر از چهره‌ی زیبا و خورشید مانند محبوب خود صحبت می‌کند و اینکه چگونه این زیبایی می‌تواند دل عاشق را ربوده و او را به شکار بکشاند. شاعر همچنین به درد و رنج ناشی از عشق اشاره دارد و از تأثیر عمیق آن بر جان انسان‌ها سخن می‌گوید. او همچنین خود را با شخصیت‌های افسانه‌ای مانند فرهاد مقایسه می‌کند و حسرت و شور عشق را در توصیف می‌آورد. در نهایت، اشاره‌ای به بیداری عاشقانه و سرخوشی صبح نیز وجود دارد. شعر به طور کلی حالی عاشقانه و غمگین از تجربه‌های عشق را به تصویر می‌کشد.