نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴ صائب

صائب / غزلیات ترکی / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

اولمادی خورشیددن داغلارد رنگین قاشلار

گوردیلر لعل لبین قان ترلدیلر داشلار

قیلدی پیدا حکم تقویم کهن، گل دفتری

آچدیلار تا چهره دلداریمی نقاشلار

قیلمادیلار سینه افگاریمی آماجگاه

اسکیک ایتدیلر بیزیملن اول مقوس قاشلار

عاشق صادق بیلور سنگ ملامت قدرینی

مخزن سلطانه لایقدر بویارار داشلار

گون دوننده ایل دیدوم ترک ایتمسون یولداشلیغ

چون قارا اولدی گونوم،یاد اولدولار قارداشلار

یول اگر حقدور، چکریول سیزدان آخر انتقام

یوله تاپشور چیخدیلار یولدان اگر یولداشلار

اولدی مغلوب هوای نفس، استیلای عقل

آلدیلار حاکم الیندن اختیار اوباشلار

چون گوئول بی نوراولور، مطلق عنان اولور هوس

قاش قرالانده چیخارلار یووادن خفاشلار

مهربان اولماز نسیمِ صبحدم هرگز سنه

شمع تک تا توکمسن صائب گوزیندن یاشلار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف احساسات عاشقانه و رنجی که از دوری معشوق به دل شاعر نشسته، می‌پردازد. در این متن، شاعر از زیبایی‌ها و سختی‌های عشق سخن می‌گوید، به رنگ‌ها و تصاویر طبیعی اشاره می‌کند و از حالت‌های روحی خود در مواجهه با عشق و جدایی می‌نویسد. همچنین، به سرنوشت و تصمیمات نادرست انسان‌ها در مسیر زندگی اشاره می‌شود و نشان‌دهنده تلاش‌های عاشق در برابر مشکلات حیات است. در نهایت، شاعر رنج و اشک را به عنوان بخشی از عشق معرفی می‌کند و به ناتوانی روحش در فراموشی معشوق اشاره می‌نماید.