غزل شمارهٔ ۶ صائب
صائب / غزلیات ترکی / وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
عاشق قانینی وسمه لو قاشون نهان ایچر
جوهرلو تیغ قین آرا، پیوسته قان ایچر
ایتدوکجه قان کونوللری، اول لعل آتشین
آب حیات تک قارا زلفون روان ایچر
تا بیر پیاله ویردی، کباب ایتدی باغریمی
هر کیم اونون الیندن ایچر باده، قان ایچر
ایلر یاشار خضرکیمی هر کیم که گیجه لر
گل اوزلی یار ایلن می چون ارغوان ایچر
آدم ندور که ایچمیه سون ویردو گون شراب
ویرسن اگر فرشته یی می، بی گمان ایچر
ساقی، منیله شیشه و پیمانه نیلسون؟
دریانی بیر نفسده بوریگ روان ایچر
تیزراق چکر ندامته بدمستلیک یولی
هرکیم که یاخشی ایچسه شرابی، یامان ایچر
صائب چو من، اونین سوزینی سالمادیم یره
بیلم نیچون منیم قانیمی آسمان ایچر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شراب و احساسات عمیق شاعرانه است. شاعر به عشق و احساساتش پرداخته و زیباییهای آن را توصیف میکند. او از شراب به عنوان نماد شادمانی و فراموشی دردهای زندگی یاد میکند و بیان میکند که عشق و لذت شادی به نوعی جانفزاست. شاعر به دنبال زندگی بهتر و رهایی از غمها است و به وجد و شگفتیهای عشق اشاره میکند. در نهایت، او همواره به زیبایی و شوق درونش مینگرد و عمق احساسش را بیان میکند.