نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

روزگاری است که پایم ز چمن کوتاه است

دست امیدم ازان سیب ذقن کوتاه است

بی حجابانه به بزم آمد و مستانه نشست

گل بچینید که دیوار چمن کوتاه است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از محدودیت‌ها و نبودن امکان‌های بیشتر در زندگی سخن می‌گوید. او به وضعیتی اشاره می‌کند که به اندازه‌ای که می‌خواهد آزاد نیست و زندگی‌اش به کوتاهی چمن محدود شده است. به رغم این محدودیت‌ها، او به مجالس شادی و جشن می‌رود و از زندگی لذت می‌برد. در نهایت، از دیگران می‌خواهد که از لحظات شاد و زیبا غافل نشوند.