نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۴ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

(دلم ز سینه به آن زلف تابدار گریخت

ز چارموجه غم در دهان مار گریخت)

(خوشا کسی که ازین سایه های پا به رکاب

به زیر سایه آن سرو پایدار گریخت)

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات بیان می‌کند که دلش از زیبایی و فریبندگی زلف‌های معشوق گریخته و به شدت تحت تأثیر غم قرار گرفته است. او آرزو دارد کسی باشد که از زیر سایه غم و مشکلات زندگی فرار کرده و به آرامش و سایه‌ای مطمئن و پایدار برسد.