نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۰ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خیال طره او در دل خراب گذشت

چه موج بود که مستانه بر حباب گذشت

کجایی ای نفس عقده سوز باد سحر

که عمر غنچه ما در ته نقاب گذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خیالی صحبت می‌کند که به دلش آمده و او را به یاد لحظاتی از عشق و زیبایی می‌اندازد. او از حبابی که همچون موجی مستانه بر روی آب می‌گذرد، یاد می‌کند و احساسات خود را با آن مقایسه می‌کند. همچنین، شاعر به یک نفس سوزان اشاره می‌کند که در صبح بیدارکننده است و نشان‌دهنده گذر زمان و زودگذری عمرش است. در کل، شعر به زیبایی‌های گذرا و حسرت‌های ناشی از گذر عمر پرداخته است.