نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۲ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا عارضت ز آتش می برفروخته است

بر آسمان ستاره خورشید سوخته است

ای آتش و سپند دگر وقت همرهی است

چشم بدی به زخم دلم بخیه دوخته است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به احساسات عمیق خود اشاره می‌کند. آتش درونی و درد عشق او را می‌سوزاند، تا جایی که همچون خورشید در آسمان سوخته است. او از آتش و نیروی معنوی (سپند) سخن می‌گوید و اعلام می‌کند که اکنون زمان همدلی و همراهی است، در حالی که چشم بدی بر زخم‌های قلبش دوخته شده است. شاعر در این متن به تأثیر محبت و درد اشاره می‌کند.