شمارهٔ ۱۹۹ صائب
صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل فتاد از چشم مست یار تا فرزانه شد
تا ز جوش افتاد می آواره از میخانه شد
دل ز ترک آرزو بر آرزوها دست یافت
میهمان ترک فضولی کرد صاحبخانه شد
هیچ کافر را مبادا آرزو در دل گره!
عاقبت مشت گل ما سبحه صد دانه شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و دلدادگی اشاره میکند. او از تأثیر عمیق چشم مست و زیبای معشوق میگوید که دلش را به تسخیر درآورده و به فرزانگی رسیده است. با افتادن در دنیای عشق و مستی، شاعر به آرامش میرسد و به آرزوهایش دست پیدا میکند. همچنین، اشارهای به مشکلات کافران و بیپناهبودن آنها در برابر آرزوها دارد. در پایان، استعارهای از دل و آنچه را که آرزو میکنند، با تصویری زیبا از خوشبختی و آرامش بیان میکند.