شمارهٔ ۲۱۱ صائب
صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
روز قسمت چون ادا فهمی به ابرو داده اند
دلربایی را به آن چشم سخنگو داده اند
از کسی پروا ندارد دیده گستاخ من
در دیار حسن چون آیینه ام رو داده اند
در تمنای لب او بوسه های آبدار
می پرستان بر لب جام و لب جو داده اند
بی حنای بیعت گل نیست دستی در چمن
عندلیبان را مگر بیهوشدارو داده اند؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی عشق و معشوق اشاره میکند. به این معناست که معشوق با نگاهی عمیق و جذاب خود، دلها را میرباید و جاذبه او به قدری قوی است که دیدههای بیپروا به او زل میزنند. همچنین، شاعر به تمنای بوسههای شیرین و لذتبخش از لب معشوق اشاره میکند و میگوید که برای رسیدن به این عشق، دلباختگان باید گام بردارند. در نهایت، این شعر به نبود عطر و زیبایی در چمن اشاره دارد و اینکه شاید این زیبایی و نشانههای عشق، به واسطه عشق واقعی و بیحس شدن دلباختگان به وجود آمده است.