نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۶ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مصفا چون شود دل در غبار تن نمی‌گنجد

که چون شد صیقلی آیینه در گلخن نمی‌گنجد

به هم پیچید خرسندی زبان شکوه ما را

دگر در حلقه زنجیر ما شیون نمی‌گنجد

کفن شد جامه فانوس از داغ جگرسوزم

ز شوخی شعله من در ته دامن نمی‌گنجد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وضعیت روحی و احوالات درونی خود اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که وقتی دل و روح انسان به جلا و صفا برسد، دیگر در قید و بندهای دنیوی و جسمی نمی‌گنجد. همچنین، او احساس نارضایتی و درد را توصیف می‌کند که موجب خنثی شدن شادی و خوشبختی‌اش شده است. در ادامه، شاعر از عواطف شدید خود سخن می‌گوید که حتی بر چیزهای ظاهری مانند جامه و نور نیز تاثیر گذاشته و باعث می‌شود که حالت آنها دچار تغییر شود. در کل، شعر توصیف‌کننده جستجوی آزادی و رهایی از زنجیرهای مادی و پر کردن خلأهای روحی است.