نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صیقلی می شود از زخم زبان سینه ما

دم شمشیر بود صیقل آیینه ما

بی قدح راه به غیب دهن خود نبریم

عالم آب بود خلوت آیینه ما

هر که ناخن به جگرکاوی ما تیز کند

ماه عیدست به چشم دل بی کینه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، نویسنده از تأثیر زخم زبان‌ها بر روح و جان خود صحبت می‌کند و می‌گوید که این زخم‌ها می‌توانند روح را شفاف‌تر کنند، مانند صیقلی که بر روی آیینه می‌زنند. او تأکید می‌کند که در دل ما، عالم و مقدار محبت وجود دارد و کسی که به ما آزار برساند، تنها باعث می‌شود که ما به زیبایی دل‌تنگ شویم. به طور کلی، این شعر بیانگر قدرت تحمل و زیبایی در دل انسان‌ها despite چالش‌ها و دردهاست.