نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۸ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کشد در خاک و خونم گر غباری در من آویزد

ز پا افتم اگر خاری مرا در دامن آویزد

ندارد جز ندامت حاصلی آمیزش مردم

نصیب برق گردد دانه چون در خرمن آویزد

به جان خرسندی از جانان به آن ماند که یعقوبی

دهد از دست یوسف را و در پیراهن آویزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس عمیق خود از درد و رنج اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که حتی اگر غباری بر او بیفتد، جانش در خاک و خون خواهد بود و اگر خاری به او بچسبد، به زمین می‌افتد. همچنین، او به ندامت مردم اشاره می‌کند که هیچ نتیجه‌ای جز پشیمانی ندارد. در پایان، شاعر به عشق و دلتنگی اشاره می‌کند و وضعیت یعقوب را با یوسف مقایسه می‌کند؛ یعنی عشق و جدایی به حدی عمیق است که فرد حاضر است همه چیز خود را فدای آن کند.