شمارهٔ ۳۰۰ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دل سودایی من یار را اغیار می داند
سر زانوی وحدت را سر بازار می داند
ز روشن گوهران عیب نمایان است غمازی
وگرنه سینه ام آیینه را ستار می داند
کند شاخ بلند از کودکان گل را سپرداری
سر سودایی منصور قدر دار می داند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دل عاشق و ارتباط آن با محبوب سخن میگوید. دل او محبوب را در میان بیگانگان میبیند و وحدت را به نوعی در ناهمگونی درک میکند. او به عیوب دیگران اشاره میکند و میگوید که در واقع دلش مانند آیینهای است که درخشش را میبیند. در پایان، شاعر با اشاره به مشکلات و چالشها، از ارزش و مقام محبوبش سخن میگوید و این که در دلش جایگاه خاصی دارد.