نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۴ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زلف او کی به خیال من غمناک افتد؟

مگر از شانه به فکر دل صد چاک افتد

پرتو حسن غریب تو ازان شوخترست

که ازو عکس بر آیینه ادراک افتد

رشته گوهر سیراب شود مژگانش

هر که را چشم بر آن روی عرقناک افتد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به زیبایی و جذابیت زلف محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که زمانی به یاد او دلتنگ می‌شود که زلفش را در خیال خود تصور کند. او همچنین زیبایی پرتو محبت محبوب را فراتر از آنچه در آینه دیده می‌شود توصیف می‌کند. در ادامه، با اشاره به مژگان محبوب، شاعر بیان می‌کند که هرکس به چهره‌ای زیبا نگاه کند، تحت تأثیر زیبایی و عشق آن قرار می‌گیرد.