شمارهٔ ۳۴۴ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کجا دماغ تو گرم از شراب میگردد؟
که می ز شرم نگاه تو آب میگردد
همیشه در پی آزار ماست چشم فلک
به قصد شبنم ما آفتاب میگردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به تأثیر نگاه و جاذبهء معشوق اشاره شده است. شاعر میگوید که انگار باده مستی او را میگیرد و نگاه معشوق او را دچار شرم میکند. همچنین، به قصد آزار عاشقان از سوی زمان (فلک) اشاره دارد و میگوید که همیشه در تلاش است تا آنها را به دردسر بیندازد. در اینجا، شبنم به خاطر زیبایی و لطافت معشوق، به آفتاب تبدیل میشود.