نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۹ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شراب روز دل لاله را سیه دارد

چه حاجت است به شاهد سخن چو ته دارد

به داد و عدل بود خسروی، نه طبل و کلاه

وگرنه شاهین، هم طبل و هم کله دارد

برآورد ز گریبان رستگاری سر

کسی که سر به ته از خجلت گنه دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به نقد بی‌عدالتی و ظاهرسازی در جامعه می‌پردازد. شاعر به صراحت می‌گوید که شراب و لذت‌های دنیوی نمی‌توانند جایگزین حقیقت و راست‌گویی شوند. همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که شاه باید بر اساس داد و عدل باشد و نه بر اساس ظاهر و نمادها. در نهایت، شاعر به این مسئله اشاره می‌کند که افرادی که در گناه و خجالت هستند، نمی‌توانند حقیقت را ببینند و از آن بهره‌مند شوند.