شمارهٔ ۳۴۵ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
درین ریاض کسی خوشه اش دو سر دارد
که غیر اشک دگر دانه ای نمی کارد
ازان ز عمر ابد کامیاب شد ابلیس
که سر به سجده آدم فرو نمی آرد
دلی که تشنه دیدار آتشین رویی است
به غیر آب شدن چاره ای نمی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حالتی از عاشق و معشوق پرداخته است. در آن، شاعر اشاره میکند که کسی که به عشق حقیقی دست یافته، دیگر نیازی به چیزهای دنیوی ندارد و فقط اشک ریختن برای او باقی مانده است. ابلیس نیز از اینکه نتوانست به آدم سجده کند، به نوعی کامیاب شده است. در نهایت، دل تشنهای که در انتظار دیدار محبوب است، تنها به آب شدن و فراق فکر میکند و چارهای جز این ندارد.