نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۶ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سرزلف سخن آن روز به دستم دادند

که به هر مو چو سر زلف شکستم دادند

پرده دیده من کاغذ سوزن زده شد

تا سر رشته مقصود به دستم دادند

نیست در طالع من عقده گشایی، ورنه

عقده چون تاک به اندازه دستم دادند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر اشاره به لحظه‌ای دارد که شاعر در روزی خاص زلف سخن را به دست می‌آورد، همچنان که زلف‌ها به شکل خاصی شکسته شده‌اند. همچنین نشان‌دهنده به خطر افتادن چشمش به خاطر کلماتی است که مانند کاغذ سوزن در آن وجود دارد. شاعر می‌گوید اگر در سرنوشت او گشایش مشکلات وجود داشت، طبیعتاً باید مثل تاک به او داده می‌شد. در نهایت، این شعر حس ناکامی و عدم برخورداری از فرصت‌های بهتر را منتقل می‌کند.