نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۴ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عشقبازان چو جلای نظر پاک دهند

منصب برق جهانسوز به خاشاک دهند

مفلسم، حوصله ناز خریدارم نیست

می فروشم به بهای دل اگر خاک دهند

(در دو روزش چو سر زلف بهم می شکنی

حیف دل نیست که در دست تو بی باک دهند)

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار درباره عشق و دل‌باختگی هستند. شاعر بیان می‌کند که عشق‌ورزیدن و زیبایی نظر انسان‌ها می‌تواند ارزش‌های بزرگ را نادیده بگیرد و به چیزهای بی‌ارزش تبدیل کند. شاعر همچنین از شرایط خود شکایت دارد و می‌گوید که دیگر حوصله‌ی ناز و منت خریداران را ندارد و اگر بتواند، دل خود را به بهای کمی خواهد فروخت. در نهایت، اشاره می‌کند که شکستن دل در دو روز درستی نیست و آیا حق نیست که دلش را در دست کسی بی‌پروا و بی‌احتیاط واگذار کند.