شمارهٔ ۳۹۱ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دم گرچه پیش آینه عالم نمیزند
آیینه پیش عارض او دم نمیزند
از پنبه داغ ما نرود زنده در کفن
از بخیه زخم ما مژه بر هم نمیزند
از ششدر جهات، مرا نقش کم رهاند
گیرد اگر کسی کم خود، کم نمیزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تأملات عمیق در مورد وجود و رابطه انسان با عالم و معشوق میپردازد. شاعر بیان میکند که در نزدیکی میآهد ای دنیا، اما آینهاش هم نمیتواند چهره واقعی او را نشان دهد. او به زخمها و دردهایش اشاره میکند که به هیچ چیزی پاسخ نمیدهند و به سختی میتواند از این شرایط رها شود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که اگر کسی تمایل داشته باشد، میتواند از این مشکلات رهایی یابد، ولی خود را نباید نادیده بگیرد.