نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۳ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا چند رخ ز باده کسی لاله گون کند؟

تا کی کسی شناه به دریای خون کند؟

هر کس ز عشق سایه دستی گرفته است

چون تیشه دست در کمر بیستون کند

روزی که چرخ پنبه گذارد به داغ ما

خورشید سر ز روزن مغرب برون کند

اول شکار لاغر آن صید پیشه ایم

ما را مگر شهید برای شگون کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حالات انسانی و عشق پرداخته و به موضوعاتی چون زیبایی، درد عشق و تلاش برای رهایی اشاره دارد. شاعر با بیان تصاویری از شراب و لاله، به زندگی و تجربیات عاطفی خود می‌پردازد و نشان می‌دهد که محبت می‌تواند هم دل‌چسب و هم دردآور باشد. او با اشاره به چرخش زمان و تقدیر، به دنبال رهایی از دردها و به دست آوردن شادابی و زیبایی است. در نهایت، شاعر به زندگی و سرنوشت خود می‌نگرد و که عشق و مبارزه در آن نقش اساسی دارند.