نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۱ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرگز کسی ز قافله دل نشان ندید

یک آفریده آتش این کاروان ندید

چون سرو، خام آمد و خام از چمن گذشت

نخلی که انقلاب بهار و خزان ندید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به تنهایی و ناامیدی اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که هیچ کس در سفر دل وجود ندارد که به دیگران کمک کند. همچنین، شخصی که به مانند سرو خوش قامت و با وقار است، حتی در گذر از چمن هم خام و ناپخته باقی مانده است و به سختی می‌تواند تغییرات فصول (بهار و خزان) را درک کند. در کل، این اشعار به خواب‌زدگی و عدم توجه به زیبایی‌ها و تحولات زندگی اشاره دارد.