نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۶ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خالش بلای جان ز خط مشکبار شد

پرهیز ازان ستاره که دنباله دار شد

انصاف نیست سوختن از تشنگی مرا

کز خون من عقیق لبت آبدار شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات به حسرت و درد درونی شاعر اشاره دارند. شاعر از خط زیبایی که به دور دهان معشوقه‌اش است، می‌گوید و از آن به عنوان یک بلای جان یاد می‌کند. او همچنین به این نکته اشاره دارد که نباید به ستاره‌ای دنباله‌دار نزدیک‌شود، زیرا این موضوع می‌تواند بی‌انصافی باشد. در نهایت، شاعر از تشنگی خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که خون او همچون عقیق لب معشوقه‌اش درخشندگی یافته است. این ابیات احساسات عشق، درد و زیبایی را به تصویر می‌کشند.