شمارهٔ ۴۸۴ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تیغی که غمزه تو کند سایه پرورش
ابریشم بریده شود زلف جوهرش
بی عشق، آه در جگر روزگار نیست
خاکستری است چرخ که عشق است اخگرش
دارد خطر ز جنبش مژگان سفینه اش
چشمی که نیست حیرت دیدار لنگرش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و تاثیری که عشق دارد، اشاره میکند. او میگوید که عشق تنها چیزی است که زندگی را درخشان میکند و بدون آن، روزگار با غم و اندوه مواجه است. همچنین، به خطرات و چالشهایی که ممکن است از سوی نگاهها و حرکات عاشقانه به وجود آید، تاکید میکند. به طور کلی، شعر به عمق احساسات عاشقانه و تاثیرات آن بر زندگی انسان اشاره دارد.