شمارهٔ ۴۸۵ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
در گرد خط نهان شد روی عرق فشانش
خط غبار گردید دیوار گلستانش
کوتاه بود دستم تا داشت اختیاری
قالب چو کرد خالی شد بهله میانش
آن شوخ پاکدامن تا لب ز باده تر ساخت
بوی امیدواری می آید از دهانش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند. چهرهی او در دورِ گرد و غبار پنهان شده و دیوار گلستانش نیز نماد زیبایی و طراوت اوست. دست شاعر کوتاه است و نمیتواند به آنچه میخواهد برسد. همچنین، اشاره به خوی پاکدامنی معشوق و بوی امیدواری که از دهان او میآید، نشاندهندهی عشق و آرزوهای عمیق شاعر نسبت به اوست.