نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۷ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تیغ کوه همتم، دامن ز صحرا می کشم

می روم تا اوج استغنا، دگر وا می کشم

تا دهن بازست چون پیمانه می نوشم شراب

چون سبو تا دست بر تن هست صهبا می کشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا به بیان تلاش و بلندپروازی خود می‌پردازد. او با تیغ کوه، عزم خود را برای پیشرفت و دستیابی به قله‌های عالی نشان می‌دهد. شاعر به سمت اوج بی‌نیازی می‌رود و در این مسیر از لذت‌های زندگی، مانند نوشیدن شراب، بهره‌مند می‌شود. او تأکید می‌کند که تا زمانی که در قید حیات است، از لذایذ دنیا به طور کامل استفاده خواهد کرد.