شمارهٔ ۵۱۹ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلی گرفته تر از غنچه در بغل دارم
به چشم آبله با خار بن جدل دارم
ز بس که سینه ام از کینه جهان صاف است
گمان برند که آیینه در بغل دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از حس ناامیدی و درد خود سخن میگوید. او به احساسات درونیش مانند غم و کینه اشاره میکند و حس میکند که با وجود تمام این احساسات، دیگران او را فردی آرام و بیدغدغه میبینند. غنچه و آیینه نمادهایی هستند که نشاندهنده لطافت و ظاهری شفاف هستند، در حالی که درون او پر از ناامیدی و غم است.