شمارهٔ ۵۲۳ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
برون ز شیشه افلاک همچو رنگ زدیم
به عالمی که در او رنگ نیست چنگ زدیم
شکست بر دل ما آن زمان گوارا شد
که مومیایی احباب را به سنگ زدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به توصیف تجربهای عمیق و روحانی میپردازد. شاعر به دنیایی خارج از محدودیتهای ظاهری و رنگها اشاره میکند و میگوید که در این دنیا ما توانستهایم به حقیقتی عمیقتر دست یابیم. لحظهای که دل ما شکسته میشود، به نوعی به آرامش و گوارایی میانجامد، به ویژه زمانی که با واقعیتهای تلخ روابط انسانی مواجه میشویم. به طور کلی، این شعر احساسات عمیق و پیچیدهای را در مورد زندگی، دوستی و طبعیت انسان بازتاب میدهد.