نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۴ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیش قضا طلسم ز تدبیر بسته ایم

سد شکر به رهگذر شیر بسته ایم

مجنون خانه زاد بیابان وحشتیم

دیوانگی به خود نه به زنجیر بسته ایم

حاشا که زخم ما دهن شکوه وا کند

خود بر میان ناز تو شمشیر بسته ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی بیانگر حالتی از اسارت و دیوانگی است که شاعر به آن دچار شده است. شاعر از قضا و تقدیر سخن می‌گوید و احساس می‌کند که در نتیجه تدبیرهای غلط، جایی برای شکرگزاری باقی نمانده است. او خود را مجنون و بیابان‌نشین توصیف می‌کند و دیوانگی‌اش را به زنجیر نمی‌کشد، بلکه آن را انتخاب می‌کند. در نهایت، او به طور نمادین می‌گوید که حتی زخم‌هایش نیز نمی‌تواند به شکایت و شکوه از محبوب بپردازد و برعکس، عشق و ناز محبوبش را با شمشیری در دست نگه می‌دارد.