نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۰ صائب

صائب / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خیره گردد دیده صبح از جلای داغ من

داغ دارد مهر تابان را صفای داغ من

نیست گر صحرای محشر سینه گرمم، چرا

می پرد چون نامه هر سو پنبه های داغ من؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس عمیق خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که نور صبح به خاطر درد و داغی که در دل دارد، خیره می‌شود. او همچنین تأکید می‌کند که حتی اگر در روز قیامت نیز باشد، احساس گرمی و داغی درونش ادامه خواهد داشت. در نهایت، به این نکته اشاره می‌کند که مانند نامه‌ای که به هر سو پرواز می‌کند، اثرات آن داغ در زندگی‌اش پراکنده شده است.