شمارهٔ ۵۶۵ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رویت که شست چهره به آتش نقاب ازو
شد مشرق ستاره و مه آفتاب ازو
چشم حیا مدار ز خوبان، که آینه است
امروز دیده ای که نرفته است آب ازو
جرات نگر که در قدح موم کرده ایم
آن باده ای که هست بط می کباب ازو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند که چهرهاش نورانی و درخشان است و همچون ستاره و آفتاب میدرخشد. او تأکید میکند که چشمهای حیا و شرم، زیباییهای او را همچون آینه نشان میدهند و این زیبایی هرگز زائل نمیشود. در ادامه، شاعر با جرات از شراب و لذتهای آن صحبت میکند و به رابطه آن با زیبایی معشوق اشاره میکند. به طور کلی، شعر درباره زیبایی و جذابیت عاشقانه و لذتهای زندگی است.