نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۷ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در مجلس شراب رخ شرمگین مجو

از جویبار شعله گل کاغذین مجو

مجنون به پای ناقه لیلی نهاد روی

رنگ ادب ز لاله صحرانشین مجو

از آفتاب، صلح به روز سیاه کن

نقشی که بر مراد بود زین نگین مجو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از شرم و حیا صحبت می‌کند و به زیبایی‌های ظاهری اشاره دارد. او به مجنون اشاره می‌کند که با عشق لیلی به خود غره شده و نمی‌تواند رنگ ادب را در لاله‌ها مشاهده کند. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که در زمان‌هایی که صلح و آرامش وجود دارد، نباید به روزهای سیاه و ناراحت‌کننده فکر کرد و به دنبال نقشی از رضایت و خوشبختی باشد. به طور کلی، شعر به مسأله عشق، ادب و جستجوی خوشبختی اشاره دارد.