نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۱ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کند چه نشو و نما دانه زمین گیری

که در گذار ندیده است ابر تصویری

مبرهن است ز شبنم ربایی خورشید

که در بساط فلک نیست دیده سیری

به هر که نیست به حق آشنا، ندارد کار

ندیده ام چو سگ نفس آشنا گیری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به فلسفه زندگی و وجود انسان اشاره می‌کند. او می‌گوید که انسان‌ها در زندگی خود نباید به دنبال تظاهر یا ظاهرگرایی باشند، زیرا در گذر زمان، ابرها و تغییرات طبیعی را نمی‌توان نادیده گرفت. همچنین، خورشید و شبنم نماد حقیقت و روشنایی هستند و تأکید بر این دارد که در دنیا چیزهایی وجود دارند که باعث تداوم تلاش و حقیقت‌جویی می‌شوند. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که کسانی که با حق آشنا نیستند، نمی‌توانند کار درستی انجام دهند و در نهایت به مقایسه با سگ می‌پردازد که به خاطر آشنایی بوی خاص، می‌تواند احساسات خاصی داشته باشد. در کل، شعر بر اهمیت آگاهی و شناخت در زندگی تأکید دارد.