نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۳ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز چهره تو چو خوشید نور می بارد

اگر تو در دل شبها ستاره بار شوی

به اعتبار جهان التفات اگر نکنی

به دیده همه کس ز اهل اعتبار شوی

اگر ز نعمت الوان به خون شوی قانع

چو نافه از نفس گرم مشکبار شوی

فریب وعده بی حاصلان مخور صائب

که همچو ساده دلان خرج انتظار شوی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و نورانیت چهره معشوق خود می‌پردازد و می‌گوید که اگر او در دل شب هم ستاره باشد، هنوز هم توجه و اعتبارش در بین مردم باقی است. شاعر تأکید می‌کند که کسی که از نعمت‌ها قانع باشد، مانند مشک خوشبو و دلنشین می‌شود. همچنین هشدار می‌دهد که از وعده‌های توخالی دیگران فریب نخورد، چرا که ممکن است به سادگی و ناامیدی دچار شود.