شمارهٔ ۵۹۷ صائب
صائب / متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
یکی هزار شد از عشق ناتمامی من
ز آفتاب قیامت فزود خامی من
کمال چون مه نو بوته گدازم شد
به از تمامی من بود ناتمامی من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق ناتمام و خامی خود سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که با وجود آنکه به کمال نزدیک شده، هنوز ناتمام است و این ناتمامی بخشی از وجود او شده است. در واقع، او از تجربه عشق و تأثیر آن بر روی روح و شخصیتش صحبت میکند.