نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۱ صائب

صائب / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من

شاخ گل است زخم نمایان به چشم من

گشته است از نظاره آن سرو جامه زیب

سوهان روح، سرو گلستان به چشم من

صبح دگر شود ز پی خواب غفلتم

خالی اگر کنند نمکدان به چشم من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به تضادهای زیبایی و درد اشاره دارد. لبخند کسی برای او مانند تیغی دو دم است که هم خوشحالی و هم رنج به همراه دارد. زخم ناشی از عشق، شبیه به شاخ گلی است که در چشم او نمایان می‌شود. او به نظارهٔ زیبایی‌ها همواره می‌نگرد، اما این زیبایی‌ها به روح او آسیب می‌زند. در نهایت به نگرانی از خواب غفلت خود اشاره می‌کند و اینکه اگر نمکدان عشق خالی شود، از عواطف و احساساتش چیزی باقی نخواهد ماند.