نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۴ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است

گوشهٔ دامن پاک و دل غمناک یکی است

بعد مردن نکشم منت آرایش قبر

چون برد خواب گران تخت زر و خاک یکی است

مطلب از سیر چمن روی تو باشد ما را

چون تو منظور نباشی گل و خاشاک یکی است

دست بردار ز جان چون اجلت کرد اسیر

صید را گوشهٔ دام و سر فتراک یکی است

بحر و بر هر دو سعیدا ز ازل یارانند

دل حسرت زده و دیدهٔ نمناک یکی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامین عشق و فراق اشاره دارد. شاعر با تشبیهات مختلف بیان می‌کند که چاک پیراهن و دلی غمناک، هر دو به یک نوع درد و زیبایی اشاره دارند. او همچنین به بی‌فایده بودن تلاش برای آرایش قبر پس از مرگ اشاره می‌کند و می‌گوید که زندگی و مرگ در نهایت یکی هستند. در ادامه، به عدم تفاوت میان زیبایی و زشتی در غیاب معشوق تأکید می‌شود. شاعر به این نکته می‌پردازد که هنگام مرگ، دیگر از جان خود نگران نباشید، زیرا همه در نهایت سهمی از سرنوشت مشترک دارند. در پایان، شاعر به حسرت و اندوه دل اشاره می‌کند که چه در دریای زندگی و چه در ساحل آن، همواره با هم هستند.