سعیدا
زندگینامهٔ سعیدا
سعید نقشبندی یزدی، متخلّص به «سعید» و «سعیدا»، از شاعران یزدیتبار سبک هندی یا اصفهانی قرن یازدهم هجری و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و برای گذران زندگی نیز به نقشبندی و شَعربافی که از مشاغل آن زمان بوده اشتغال داشته است. او خود را ریزهخوار خوان جامی، نظامی، سنایی و عطّار دانسته، ارادتی خاص به خواجهٔ شیراز می ورزید و با صائب تبریزی، مراوده و دوستی داشت. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سعیدا
شعرهای سعیدا
- شمارهٔ ۸ — سودم به خاک پایش روی نیاز خود را
- شمارهٔ ۴ — نه همین طوق گلو حلقهٔ جام است اینجا
- شمارهٔ ۲ — مرا دردی است بی درمان که نی سر دارد و نی پا
- شمارهٔ ۳ — مردمی، فهم، ادا، ترس خدا، رحم بجا
- شمارهٔ ۵ — به رخ مهر جهان آرا به گیسو چون شب یلدا
- شمارهٔ ۷ — الهی حل مگردان تا قیامت مشکل ما را
- شمارهٔ ۱ — چو بو دهد صبحم به دست باد صبا
- شمارهٔ ۶ — گداخت سیم وش آن شوخ سیمبر ما را
- شمارهٔ ۱۴ — بیرون ز سینه طرح مینداز داغ را
- شمارهٔ ۱۱ — تا شانه شد مشاطه گر آن زلف عنبربیز را
- شمارهٔ ۹ — حکم سخن ندادم هر دم زبان خود را
- شمارهٔ ۱۰ — عشق عالمسوز ما بر هم زند تدبیر را
- شمارهٔ ۱۲ — مصور چون به تصویر آورد موی میانش را
- شمارهٔ ۱۵ — در فصل غیر یافته ام من وصال را
- شمارهٔ ۱۶ — تا شد حکیمم عشق او با درد شد الفت مرا
- شمارهٔ ۱۳ — پاس گر می داشتم شب های تار خویش را
- شمارهٔ ۱۸ — همچو ساغر تا به لب همدم نمیسازد مرا
- شمارهٔ ۱۷ — لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا
- شمارهٔ ۲۰ — انگشت تعرض نرسیده سخنم را
- شمارهٔ ۲۱ — مکن سؤال ز هر بی وفا وفای مرا
- شمارهٔ ۱۹ — دست گیرید ساغر غم را
- شمارهٔ ۲۳ — زمین شوره، ای جان، کی شناسد قدر باران را؟
- شمارهٔ ۲۴ — نیت قرآن بستم طوف کوی جانان را
- شمارهٔ ۲۲ — به آب دیده کنم سبز، خط ریحان را