نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۵ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کرم عام تو با محرم و بیگانه یکی است

همچو خورشید که در کعبه و بتخانه یکی است

رنجش عاشق و معشوق به هم ساختگی است

در حقیقت سخن شمع به پروانه یکی است

باده طفلی است که با پیر و جوان می بازد

می چو آمد به میان عاقل و دیوانه یکی است

واحد است اهل همه، لیک دویی در عدد است

گرچه صد دانه بود سبحه ولی دانه یکی است

ای سعیدا مکن اندیشه که در گوش کریم

ذکر توحید تو و نعرهٔ مستانه یکی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم یکتایی همه چیز و یکی بودن واقعیات اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که در اصل، تفاوت‌ها تنها ظاهری‌اند و در باطن به یک حقیقت واحد برمی‌گردند. مانند این که محبت و عشق عاشق و معشوق در نهایت یکی است و همچنین جوهرهٔ انسان‌ها و موجودات، همگی یکی است، اگرچه در عدد و ظواهر تفاوت‌هایی وجود دارد. به‌علاوه، باده به عنوان نماد شادی و زندگی، می‌تواند میان همه، چه خردمند و چه دیوانه، مشترک باشد. در انتها، او تأکید می‌کند که در حقیقت، ذکر توحید و نعرهٔ مستانه نیز به یکدیگر نزدیک‌اند و هر دو به یک حقیقت اشاره دارند.