شمارهٔ ۱۴۹ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
همین نه شیوهٔ خوبان طریق خودرایی است
که گاه خشم و گهی رحم و گه خودآرایی است
گهی رود به حبش گه به چین کند مسکن
ز خال عارض او چشم عقل سودایی است
طریق معرفت دوست زهد و تقوی نیست
که تیزگامی و ناکامی است و بینایی است
چو آفتاب کسی روی دوست می بیند
که چشم حیرت او در بدر تماشایی است
زن است طالب دنیا و مرد عاشق دوست
برای آخرت امروز کار خنثایی است
ز موج خیز حوادث در اضطراب نه ایم
که کشتی دل ما مدتی است دریایی است
به پای خویش کسی کی رسد به کعبهٔ وصل
که قطع راه بیابان او جبین سایی است
فقیه مدرسه و لاف فقر این نه رواست
که گام اول این راه ترک دانایی است
نظر ز دیدن خوبان نمی توانم بست
که چشم مردم بی دین [و] دل تماشایی است
ظهور شعر سعیدا ز شورش عشق است
که نغمهسنجی هر نای از دم نایی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ویژگیهای خوبان و عشق به دوست میپردازد. او بیان میکند که راه خوبان، گاهی پر از خشم و گاهی پر از رحمت است و در مورد دوست، دانایی و بینایی اهمیت بیشتری دارد تا زهد و تقوا. همچنین به تفاوتهای میان رویکرد زنان به دنیا و مردان به عشق اشاره میکند. شاعر از چالشهای زندگی یاد میکند و تلاش برای رسیدن به کعبه وصل را دشوار میداند. او به انتقاد از علمای دینی و ظاهرگرایی میپردازد و به شور عشق و ظهور شعر اشاره میکند که ناشی از همین عشق است.