شمارهٔ ۲۳۷ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
به هنگام دعا زاهد نظر بر آسمان دارد
امید دانهٔ گندم مگر از کهکشان دارد
چه گویم با چنان شوخی که در نظارهٔ اول
خدنگ ناز و چشم مست و تیغ بی امان دارد
به جان طور آتش از تجلای تو پیدا شد
ز دست توست هر داغی که در دل آسمان دارد
ز بیداد تو در پیش که گویم چون تو می دانی
دلم از خنجر ناز تو زخم بی نشان دارد
سعیدا هر کمالی را زوالی در کمین باشد
که هر سودی که ماه نو کند آخر زیان دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دعا و ارتباط معنوی با خداوند است. شاعر با توصیف حالتی از زهد و نیایش، به راز و رموز زندگی و قدرت بیپایان خداوند اشاره میکند. او به زیبایی و ناز بیمان خداوند و سهم آن در دل انسانها اشاره دارد و همچنین از عواقب و زوال کمالات و سودها سخن میگوید. این یادآوری به نقصان و زوال در زندگی، حاکی از حقیقت وجود انسانها و ناپایداری دنیا است.