شمارهٔ ۳۵۳ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شد میسر شب وصلت شب عید آخر کار
ماه را دید به رخسار تو دید آخر کار
یاد از پیرهن یوسف مصری می داد
هر نسیمی که ز کوی تو وزید آخر کار
حاصل کار جهان غیر پشیمانی نیست
کیست در دهر که دستی نگزید آخر کار؟
بسکه مشق غم بی برگ و نوایی کردیم
از نی خامهٔ ما ناله دمید آخر کار
سینه ام شد هدف ناوک مژگان دیگر
غم دل باز کمان که کشید آخر کار؟
شادی وصل به یک غمزه تلافی ها کرد
انچه دل در غم هجر تو کشید آخر کار
فلک از دیدهٔ امید کشید آب حیات
نشود تا که سیه چشم سفید آخر کار
روز تا روی به زردی ننهد ممکن نیست
رنگ از چهرهٔ ایام پرید آخر کار
عمرها گرچه ز ما صرف شقاوت گردید
شکرلله که گشتیم سعید آخر کار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به شب وصال و زیبایی معشوق اشاره میکند و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از عشق و غم فراق و نیز شادی وصال میگوید. شاعر به این نکته میپردازد که در زندگی، نهایتاً تنها پشیمانی باقی میماند و ذکر میکند که همه دردها و غمها به یک لحظه شادی و وصال میانجامد. همچنین، به ناپایداری روزگار و اثرات زمان روی چهرهها اشاره کرده و در نهایت به پایان عمر اشاره میکند و از اینکه در پایان به سعادت دست یافته، شکرگزاری میکند.