شمارهٔ ۴۳۰ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گریه را سرکرد چشمم باز طوفان کرد عشق
کاسهٔ آب دلم را بحر عمان کرد عشق
سوخت ما را گرچه از غم لیک جانان را گداخت
کس به تن هرگز نسازد آنچه با جان کرد عشق
باعث تشویش معشوق است جوش عاشقان
از هجوم بلبلان گل را پریشان کرد عشق
خادم طفل کلیسا ساخت چندین شیخ را
ای بسا فرعون را موسای عمران کرد عشق
گاه خود را می زند بر آتش و گاهی بر آب
کس نمی داند که با عاشق چه فرمان کرد عشق
در شبستان گنه ما را ز مهر خویشتن
روشناس مرد و زن چون ماه تابان کرد عشق
معنی «یا نار کونی» نیست مخصوص خلیل
آتشی بر هر که زد آخر گلستان کرد عشق
بلبل طبعم سعیدا پیش از این خاموش بود
در تماشای گل رویی غزلخوان کرد عشق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و تاثیر عمیق آن بر زندگی انسانهاست. شاعر از گریه و طوفان درونی ناشی از عشق سخن میگوید و بیان میکند که عشق مانند دریا، احساسات عمیق و گستردهای را در دل ایجاد میکند. او از سوختن خود و جانان در آتش عشق صحبت میکند و اشاره میکند که عشق سبب حیرت و تشویش در معشوق میشود. شاعر به قدرت عشق در تحول افراد و تغییر احوال آنها اشاره میکند و همچنین به اینکه عشق میتواند انسان را از گناه به نور هدایت کند. در نهایت، عشق را به هنری تشبیه میکند که میتواند روح را به وجد آورد و سبب شکوفایی احساسات شود.