شمارهٔ ۴۸ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شور عشق است و جنون حاصل و سرمایهٔ ما
سنگ طفلان بود از خان غمش دایهٔ ما
منزل ما و فنا در ته یک دیوارند
سایهٔ ماست در این بادیه همسایهٔ ما
ما در این مهد چه خواهیم به خود بالیدن
که به صد خون جگر شیر دهد دایهٔ ما
هر که را رغبت بی ساخته با جنس خود است
دست در گردن ما چون نکند سایهٔ ما؟
گر ز دست فلک افتیم سعیدا غم نیست
بسکه بالا شده در صدر فنا پایهٔ ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و جنون صحبت میکند و به رابطه انسانها و محبت آنها اشاره دارد. شاعر از دیواری سخن میگوید که منزلت و فنا در آن نهفته است و سایه عشق را در زندگی خود میبیند. همچنین بر این نکته تأکید میکند که هر کسی با توجه به ویژگیهای خود به همنوعان خود محبت میکند و در نهایت، حتی اگر در زندگی دچار مشکل شویم، نگران نیستیم زیرا عشق و محبت پایه و اساس وجود ما را تشکیل میدهد.