نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۶ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ما به کوی یار نالان می رویم

سوی آن سلطان خوبان می رویم

هر که را جمعیتی بینی ز ماست

گرچه حیران و پریشان می رویم

ابتدا و انتهای ما یکی است

آمده عریان و عریان می رویم

جنبش ما از خم چوگان اوست

گرچه سرگردان و غلطان می رویم

دلبر ما از دل ما دور نیست

گر به زاهد گر به رهبان می رویم

ایستادن نیست ممکن در جهان

پازنان سر در گریبان می رویم

این قیام و قعدهٔ عشاق توست

آن که ما افتان و خیزان می رویم

یأس، شاطر لشکر غم در قفا

در میان ما طرفه شادان می رویم

هر دو جانب را سعیدا دوستیم

گه به موسی گه به هامان می رویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به سفر به سوی محبوب (یار) می‌پردازد و بیان می‌کند که حتی اگر در مسیر گیج یا نگران باشند، هدفشان روشن است. آنها با وجود ظاهری عریان و سرگردان، همچنان به عشق و محبت مشغولند و از زیباترین لحظات عشق لذت می‌برند. شاعر اشاره می‌کند که در این سفر، دلبر (محبوب) از دل آنان دور نیست و آنها به آرامش و هدف می‌رسند. در نهایت، عشق را وسیله‌ای برای حرکت و پیشرفت می‌داند که حتی در میان سختی‌ها و مشکلات نیز ادامه دارد.