نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۰ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عهد با بالابلندی بسته ای

دل به شوخی خودپسندی بسته ای

کرده ای زین ابلقت را چون فلک

آفتابی بر سمندی بسته ای

تنگ شکر را گشودی از لبت

بر سر هر حرف، قندی بسته ای

وانمودی خویش را بیچون به خلق

خلق را با چون و چندی بسته ای

کرده ای جا خال را در خاطرم

در دل آتش سپندی بسته ای

نوش داروها در آن لب هست و لب

از برای دردمندی بسته ای

کرده ای جا در خم ابروی یار

خانه بر طاق بلندی بسته ای

داد از زلف فلک پیمای تو

عالمی را در کمندی بسته ای

اوحدی خوش گفته ای بر روی یار

«بر گل از عنبر کمندی بسته ای»

ای سعیدا عمر می خواهی و دل

بر دم اسب دوندی بسته ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف علاقه و عشق خود به محبوبش می‌پردازد. او می‌گوید که دلش را به لطافت و زیبایی‌های محبوب بسته و آن را با طنز و خودپسندی همراه کرده است. شاعر از توانایی محبوب در جذب دیگران می‌گوید و اینکه چگونه به اوج و بلندی رسیده است. همچنین او به جذابیت لبان محبوب اشاره می‌کند که شکر را در دلش گشوده و داروهای شفابخش را در خود دارد. عشق و زیبایی محبوب به گونه‌ای است که شاعر آن را در خاطراتش جا داده و به دقت وصف می‌کند. در نهایت، عاشق نگران گذر زمان و عمر است و می‌خواهد که همچنان در کنار محبوب بماند.