شمارهٔ ۵ سعیدا
سعیدا / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز روح پاک تو امدادها طلب دارم
نه زاد راحله دارم نه قوت این راه
دگر ز حشمت و جاهت امید آن دارم
که زیر چتر تو باشد مرا به حشر پناه
به اختیار از این آستان نمی رفتم
که فرض بود مرا دیدن رسول الله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از روح پاک و معنوی خداوند مدد میطلبد و بیان میکند که نه وسیلهای برای سفر به سوی او دارد و نه توانایی لازم. او امید دارد که با دامنگیر شدن زیر سایه عظمت و مقام خدا، در روز قیامت مورد پشتیبانی قرار بگیرد. شاعر تأکید میکند که نمیتواند از درگاه خداوند فاصله بگیرد؛ چرا که دیدن رسول خدا برای او واجب است.