نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ سعیدا

سعیدا / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز ره رسید سعیدای دردمند و فقیر

به طوف مرقد اسحاق ابن ادهم شاه

اگر ملایکه را کار مشکلی افتد

ز روی عجز بیارند رو بر این درگاه

شبی به خاطرم الهام شد ز حضرت غیب

تو دادخواهی [و] سلطان رسد به داد، بخواه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

سعید، دردمند و فقیر، به زیارت مرقد اسحاق ابن ادهم می‌رود. او متوجه می‌شود اگر فرشتگان با مشکل مواجه شوند، به این مکان پناه می‌برند. شبی الهامی به او می‌شود که تو دادخواهی و سلطان به دادخواهی تو می‌رسد.