نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ سعیدا

سعیدا / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

دردی طلب از خدا دوا چیزی نیست

بی درد مشو که بینوا چیزی نیست

در حالت نزع، عقل بی تدبیری است

کشتی چو شکست ناخدا چیزی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به این موضوع اشاره دارد که درد و مشکلات در زندگی بخشی از تجربه انسانی هستند و طلب کمک از خدا برای درمان این دردها ضروری است. بدون درد، انسان در واقع چیزی نیست و به نوعی بی‌معنا می‌شود. همچنین، در زمانی که انسان در حال از دست دادن آگاهی یا عقل است، بی‌تدبیری و ناامیدی وجود دارد. شاعر به شکست کشتی تشبیه می‌کند که در چنین شرایطی دیگر از ناخدا و هدایت خبری نیست. در کل، شعر به اهمیت پذیرش درد و مشکل در زندگی و ارتباط با خداوند اشاره می‌کند.